تبلیغات
چوپونون - فردوس
پنجشنبه 9 خرداد 1392

فردوس

   نوشته شده توسط: ذبیح    نوع مطلب :اشعار چوپونونی ،

فردوس خانم آن اسوه صلح و صفا************چندماهی شد به دردی مبتلا

بهر درمانش چو کوشش می نمود********خواب راحت را ز چشمش می ربود

همسرش محمود هم همراه او**********آب می شد همچو شمعی پای او

یزد و اصفهان وجملگی*****************بهر درمانش بکردند بندگی

هیچکس غیر خدا آگه نگشت****چهار ماه بر فردوس خانم چون سان گذشت

عاقبت خلدبرین افکند بار**********************با خواهر ومادر وپدر بشد او همجوار

هجو گویم چون که بردی فردوس خانم ********اشک گردد زنده رودی از دو عین

همسرش محمود حکایت می کند*************از جدایی ها شکایت می کند

طی شده هجر و شده وقت وصال************حق من بود از پس این ارتحال

پروانه هوشنگ سیما منیر سوسن با صد شور و شین********اشک ریزان گفته بودند با زهرا

هوشنگ پروانه منیر وسیما وسوسن ***************بوسه باران کرده اند خلدبرین

اشک ریزان خون فشان از هر دو عین*******خواهرش بلقیس بگفتا با فردوس

 

مهر ورزیدی تو بر پیر و جوان****************دست مایه بوده ات عمر گران

چون ستاره با درخشش هر زمان***************رهنما و هادی خلق جهان

نام پاکت روح را مرهم بُود************************افتخار عالم و آدم بُود

در عبادت همچو بابت پایدار*********************بنده ای بر آستان کردگار

تو پناه بی پناهان بوده ای******************در مصائب یار انسان بوده ای

در نجابت الگوی انسان بُدی****************مظهر پاکی و هر احسان بُدی

در کنار تو همه آسودگی******************در فراقت جملگی بیهوده گی

کی توان رسم ادب را داشتن*************در سخن قبل از تو لب برداشتن

حافظ فامیل بودی در حیات*******************داغ بر دلها نهادی با وفات

بمانی