تبلیغات
چوپونون - اخلاق، حلقۀ مفقوده
دوشنبه 20 خرداد 1392

اخلاق، حلقۀ مفقوده

   نوشته شده توسط: ذبیح    نوع مطلب :درد دلای چوپونونی ،

شور انتخابات تو چوپونون از ریاست جمهوریم بالاتر زده. بعضیا به انگیزۀ خدمت اومدن و بعضیا هم با اهداف دگه که کاری بش ندارم.
اما چیزی که مشهوده اینه که بعضی کاندیداها از هر ابزاری دارن استفاده موکنن که رأی بیارن. اخلاقیات حلقۀ مفقوده شونه و نه کاری به گذشته دارن و نه به آینده. اینی که همه همشهری هستن و همه با هم دوست و رفیقن یا شاگرد و معلم بودن و یا پدرشاشون با هم رفیق بودن و هستن و اینی که بعد از انتخابات این شور و هیاهو تموم مشه و چشما تو چشم همدگهه. 
یکی از این بی اخلاقیا بحث کدخدایی روستا بوده که تو این چند روز حسابی دارن به ذبیح نسبتش مدن. شاید باید خوشحال باشم که چنین برداشتی شده. ولی واقعا اینطور نیست. چرا که دارم میبینم با این حرفا دارن به چوپونون ضربه مزنن.

بحث ائتلاف برا خیلیا خوشایند نیست. چرا که همه جا صحبت از ائتلافه و همه به کارامدیشون اذعان دارن. حتی خود کاندیداها...
ادعا نمکنم ائتلافی که تشکیل دادن بینقص و کامله. ولی بدون تردید بهترینها گرد هم جمع شدن و خداییشم قصدشون اینه که یه شورای خوب و موفقا داشته باشن. هرکدوم توانایی انجام یه سری کارا را دارن و خلاصه تیم خوبی بستن.
هرکدوم از کاندیداها نقاط ضعفی دارن. اما یعده بجای ارائۀ برنامه و تکیه به حق انتخاب و شعور مردم دارن با سیاه بازی و حرکات و حرفای غلط جوسازی موکنن. اگه این رویه بخاد فراگیر بشه و بقیه هم بنا کنن ضعف اونا را بگن اونی که ضرر موکنه خودشونن.

ائتلاف دست نشوندۀ کسی نیست

حقیقت ماجرا اینه که شخص من با ائتلاف موافق بودم و از قبل عید نظرم این بود که اگه چند نفر همدل باشن متونن برا شورا مفید باشن. با هرکسیم که مشورت کردیم همینا موگفتن. این طرح تو سایت زده شد و خیلی جاها گفته شد و بین مردم ولو شد.
تا اینکه ثبت نام شروع شد و یه جلسه ای تو چوپونون برگزار شد -که من نبودم و اصن در جریانشم نبودم- و همه کاندیداها هم توش دعوت بودن تا ببینن کیا متونن با هم کار کنن. دوسه تا از کاندیداها که گویا تو جلسه شرکت نکرده بودن. مابقی طرح و برنامه هاشونا ارائه کردند.
دوتا از فرهنگیای بازنشسته محور ائتلاف شدند. چرا که هم نظر مردم همین بود -و به احتمال زیاد رأی اول و دوم روستا همین دو عزیز خواهند بود- و هم بزرگای آبادی بین این 11 نفر این دو بزرگوار را مفیدتر از بقیه میدیدند. جلسات ادامه پیدا کرد و دیدگاههاشون بیش از قبل باز شد و نهایتا این 5 نفر خودشون به این نتیجه رسیدند که با همدگه متونن کار کنن و شورای موفقی داشته باشند.
تو آخرین جلسه که جلسۀ جمع بندیشون بود منم حضور داشتم. خیلیا دلشون مخاد برای ضربه زدن به این ائتلاف کارامد و در جهت منافع شخصیشون اینجور وانمود کنن که من تاثیر داشتم تو انتخاب این ائتلاف. ولی اگه بعد دو سال به صداقتم اعتماد دارت خداییش اینجور نیست. تو جلسات قبلیشون اصلا و ابدا نبودم. تو این جلسه آخری هم لام تا کام حرف نزدم (درمورد نفرات). حتی بارها و بارها نظرما پرسیدند زیر بارش نرفتم و آخریا دگه جوشم مکردن که تو هم نظرتا بگو. ما یا قبول میکنیم یا نه.با خنده رو به قدم گفتم "تو چون منا دوسم داری ممکنه بگی دل ذبیا نشکنم و رأی منا قبول کنی". خلاصه هرکار کردن نگفتم. متونت تک تکشونا قسمشون بدت و ازشون بپرست. آخری که انتخاب کردند منم بدون معطلی همه را پذیرفتم. چون مدونم وقتی یه تیم با هم همدل باشن قطعا موفق خواهند بود.

یه نکته دگه که دارن مطرح موکنن چیزی تحت عنوان دخالت چوپانانیهای مقیم شهرهای دگهه. مدونم گفتن نداره و خیلی تنگ نظری و کوته بینی مخاد چنین فکری. ولی متاسفانه اینم مطرح شده.
هممون مدونم که عشق به چوپونون تو این چند ساله بیشتر شده. بیشتر تو محافل  و مجالس و شب نشینیا از چوپونون یاد مشه و همه هم مخان یه خدمتی بهش بکنن.  این افراد شب نشینیا و دیدناییای چوپونونیا تو شهرای دگه را دخالت تو امور چوپونون مدونن. درحالیکه کوچکترین دخالتی از این شب نشینیا به چوپونون وارد نشده. بلکه اگه حرفیم زدن خودشون وارد گود شدن و عمل کردن. خروجی این جلسات چیزی نبوده جز همایش88، همایش پیاده روی و خوبرون، نمایشگاهها، شب شعرها، اداره هیئتای مذهبی، سرشماری و .... موقعی این حرف بجا بود که دخالتی دیده مشد و تازه اگرم دخالتی بود باید ببینن نابجا بوده یا بجا. بیرون مسجد 3 روز پیش تو بین جمعیت عباس رفیع بلند اعلام کرد که نه تنها هیچ تحمیلی از جانب جلسات و شب نشینیای یزد به شورا نشده بلکه حتی پیشنهادیم بشون داده نشده. هرچند این حرفا سخیفه و گفتن نداره. ولی نباید چوپونونیا که تازه دارن با هم یکدل و متحد مشنا از هم جداشون کنیم.